درباره زلزله آذربایجان
بررسي زلزله هاي تاريخي آذربايجان و همچنين زلزله هاي قرن جاري آذربايجان نيز نشان مي دهد كه حركات فيزيكي پوسته آذربايجان هنوز هم وجود دارد . مطالعات حركات و ريزش كوهها در آذربايجان نيز نشان مي دهد كه حركات خفيف زمين ،علاوه بر زلزله ،در ريزش و حتي شكاف كوههاي منطقه نيز متجلي است آبهاي گرم اردبيل ،خلخال ، سراب ،بستان آباد ،زنجان ،سلماس ،خوي ،سارسكند ،صايين قالا و غيره نشان ديگري از فعاليتهاي تكتونيكي نوين در منطقه است . تمام اين شواهد بيانگر اين واقعيت است كه جاي جاي آذربايجان همواره به طور بالقوه در معرض خطر تخريب و ويراني است و روزي فرا خواهد رسيد كه مناطق به اصلاح آرام كنوني آذربايجان ، حركات مخرب زمين را تجربه خواهند كرد ،كما اينكه هر از چند گاهي شاهد اين وقايع تلخ
بوده ايم .متاسفانه اكثر مناطق پر جمعيت آذربايجان نظير تبريز ،اردبيل ،سلماس ،خوي و زنجان در مناطق بسيار فعال تكتونيكي و در كنار گسل هاي فعال ، جوان و توانمند ساخته شده اند . بنا بر اين آگاه كردن مردم اين مناطق و حتي ديگر مناطق در معرض خطر كمتر با اين بالقوه و چگونگي مقابله با اين بلاي طبيعي چه از نظر مهندسي ساخت وساز شامل ساختمان سازي ،لوله هاي نفت و گاز ،بزرگراهها ،شبكه هاي آب وفاضلاب ، مخابرات و شبكه كابل هاي زير زميني ،فرودگاهها ،بنادر ،شبكه را ه آهن ، و چه از نظر بررسي نكات ايمني و آموزش همگاني زلزله . براي كاستن ميزان خسارات و تلفات جاني ،يك وظيفه اساسي براي هر متخصص زلزله مي باشد .الف) مفهوم و منشاء زلزله : مفهوم زلزله ،امروزه براي دانشمندان مفهومي شناخته شده است،ما مي دانيم سطح زمين از صفحات جدا از هم تشكيل شده و داخل زمين بسيار داغ است كه داغي آن با افزايش عمق بيشتر مي شود . در اثر كنوكسيون (همرفت) . سلولهايي متحرك در گوشته زمين بوجود مي آيد كه تحرك اين سلولها سبب حركت حركات منظم صفحات زمين مي گردد . امروزه دانشمندان توانسته اند سرعت حركت اين صفحات را به وضوح حساب كنند . حركات صفحات نسبت به هم به سه شكل زير متجلي است :1 – صفحات نسبت به هم دور مي شوند و سبب پديد آمدن ريفت مي گردد . مانند : اقيانوس اطلس .2 – صفحات نسبت به هم فرو رانش مي كنند . مانند : رورانش پوسته ها و تشكيل مجمع الجزاير ژاپن .3 – صفحات نسبت به هم مي لغزند . مانند : گسل سن آندرياس در امريكا.علاوه بر گسلهاي سرتاسري تعداد بسيار زيادي گسل محلي در آذربايجان قرار دارد كه اكثراً داراي پتانسيل زيادي هستند . مانند گسل جنوب سلماس ، زنجان ، سلطانيه ، شمال ميشو ، وار ، ايپك ، پسوه ، جنوب اهر ، جنوب ميشو ، سراسكند، شمال سلماس ، مغان و هرزويل كه با پتانسيل لرزه زايي 5/6 تا 5/7 در نوسان هستند .بي شك اين گسلها در طول تاريخ آذربايجان ، فعال بوده اند كه متأسفانه آذربايجانيان فقط زلزله هاي سده دوم ميلادي به بعد
( حدوداً از هزار و هفتصد سال قبل) آن هم به صورت كاملاً جزئي و مغشوش را ثبت كرده اند. در طي اين زلزله ها ، بسياري از مناطق آذربايجان با تراكم بسيار بالاي انساني تخريب و جمع كثيري در هر زلزله كشته شدند . مثلاً تنها شهر تبريز در طي تاريخ بيش از شش بار در سالهاي 634 م ، 858 م ، 1042 م ، 1721 م ، 1780 م
1641 م به كلي تخريب و جمع كثيري كشته شدند . همچنين زلزله هاي 893 ميلادي (15 شوال 280 هجري قمري) دوين، 893 ميلادي اردبيل ،1139 ميلادي گنجه ، 1593 م ، سراب م وان ، 1679 م ماكو
و چالدران 1786 م مرند ، 1803 م سلطانيه ، 1843 ميلادي وان
1844 م ميانه ،1863 م اردبيل ( دقيقاً در همان محل زلزله اسفند سال 1375) 1879 ميانه ، 1880 م گروس و تخت سليمان
1896 م خلخال ، 1900- 1902 خوي شهر شاماخي ، 1930 ( برابر با 1309 هجري شمسي) سلماس . 1375 اردبيل در تاريخ زلزله هاي آذربايجان و بررسي لرزه زمين ساخت آن ، جاي مباحثه فراوان دارد . عليرغم اين موارد ، اطلاعت ما از زلزله هاي تاريخي متأسفانه بر پايه يك مشاهده علمي استوار نيست . با پيشرفت علم زلزله شناسي و ثبت دستگاهي زلزله هاي جهان و تهيه يك اشل مناسب براي بررسي بزرگي زلزله هاي ، زلزله شناسي در آذربايجان وارد يك دوره جديدي شد . خوشبختانه مي توان ثبت اولين زلزله به وسيله دستگاه در خاورميانه را مربوط به سرزمين آذربايجان دانست . دستگاه زلزله نگار نوع كاچاتوره (Cacaiatore) توانست زلزله 19 و 9 دقيقه چهارم اكتبر سال 1856 ميلادي تبريز را به خوبي ثبت كند . اين پايگاه زلزله نگاري كه توسط كنسول روس در تبريز
ن.خانيكوف در اوايل سال 1855 م در تبريز به كار انداخته شد بود توانست براي سالهاي بعد زلزله هاي آذربايجان را ثبت كند . در سالهاي بعد ، شمار ايستگاههاي مجهز به ايستگاههاي مجهز به دستگاههاي مناسب براي ثبت زلزله به گونه اي نسبتاً به دستگاههاي مناسب براي ثبت زلزله ها به گونه اي نسبتاً سريع افزايش يافت . در سال 1903 ميلادي در مجموع شصت و نه ايستگاه زلزله نگاري وجود داشت كه بيشتر آنها در اروپا بودند . اين تعداد در سال 1910 به دويست دستگاه رسيد . در آذربايجان نيز ايستگاههاي تفليس با فعاليت از سال 1903تا 1911 ايستگاه باكو ( فعاليت 1906تا 1911 و 1927 تا 1939 م ) مي توانستند زلزله هاي منطقه را ركوردگيري كنند. به رغم اين افزايش سريع شمار مراكز زلزله نگاري و بهبود دستگاهها ، توزيع آن در آذربايجان و اطراف آن نا مناسب بود. تنها در سال 1958 ميلادي ايستگاه تهران و در سال 1962 ميلادي يك ايستگاه فرعي در سد سفيد رود بر پا شد اندكي بعد در سال 65-1964 ايستگاه مجهز تبريز به كار گرفته شد.
بوده ايم .متاسفانه اكثر مناطق پر جمعيت آذربايجان نظير تبريز ،اردبيل ،سلماس ،خوي و زنجان در مناطق بسيار فعال تكتونيكي و در كنار گسل هاي فعال ، جوان و توانمند ساخته شده اند . بنا بر اين آگاه كردن مردم اين مناطق و حتي ديگر مناطق در معرض خطر كمتر با اين بالقوه و چگونگي مقابله با اين بلاي طبيعي چه از نظر مهندسي ساخت وساز شامل ساختمان سازي ،لوله هاي نفت و گاز ،بزرگراهها ،شبكه هاي آب وفاضلاب ، مخابرات و شبكه كابل هاي زير زميني ،فرودگاهها ،بنادر ،شبكه را ه آهن ، و چه از نظر بررسي نكات ايمني و آموزش همگاني زلزله . براي كاستن ميزان خسارات و تلفات جاني ،يك وظيفه اساسي براي هر متخصص زلزله مي باشد .الف) مفهوم و منشاء زلزله : مفهوم زلزله ،امروزه براي دانشمندان مفهومي شناخته شده است،ما مي دانيم سطح زمين از صفحات جدا از هم تشكيل شده و داخل زمين بسيار داغ است كه داغي آن با افزايش عمق بيشتر مي شود . در اثر كنوكسيون (همرفت) . سلولهايي متحرك در گوشته زمين بوجود مي آيد كه تحرك اين سلولها سبب حركت حركات منظم صفحات زمين مي گردد . امروزه دانشمندان توانسته اند سرعت حركت اين صفحات را به وضوح حساب كنند . حركات صفحات نسبت به هم به سه شكل زير متجلي است :1 – صفحات نسبت به هم دور مي شوند و سبب پديد آمدن ريفت مي گردد . مانند : اقيانوس اطلس .2 – صفحات نسبت به هم فرو رانش مي كنند . مانند : رورانش پوسته ها و تشكيل مجمع الجزاير ژاپن .3 – صفحات نسبت به هم مي لغزند . مانند : گسل سن آندرياس در امريكا.علاوه بر گسلهاي سرتاسري تعداد بسيار زيادي گسل محلي در آذربايجان قرار دارد كه اكثراً داراي پتانسيل زيادي هستند . مانند گسل جنوب سلماس ، زنجان ، سلطانيه ، شمال ميشو ، وار ، ايپك ، پسوه ، جنوب اهر ، جنوب ميشو ، سراسكند، شمال سلماس ، مغان و هرزويل كه با پتانسيل لرزه زايي 5/6 تا 5/7 در نوسان هستند .بي شك اين گسلها در طول تاريخ آذربايجان ، فعال بوده اند كه متأسفانه آذربايجانيان فقط زلزله هاي سده دوم ميلادي به بعد
( حدوداً از هزار و هفتصد سال قبل) آن هم به صورت كاملاً جزئي و مغشوش را ثبت كرده اند. در طي اين زلزله ها ، بسياري از مناطق آذربايجان با تراكم بسيار بالاي انساني تخريب و جمع كثيري در هر زلزله كشته شدند . مثلاً تنها شهر تبريز در طي تاريخ بيش از شش بار در سالهاي 634 م ، 858 م ، 1042 م ، 1721 م ، 1780 م
1641 م به كلي تخريب و جمع كثيري كشته شدند . همچنين زلزله هاي 893 ميلادي (15 شوال 280 هجري قمري) دوين، 893 ميلادي اردبيل ،1139 ميلادي گنجه ، 1593 م ، سراب م وان ، 1679 م ماكو
و چالدران 1786 م مرند ، 1803 م سلطانيه ، 1843 ميلادي وان
1844 م ميانه ،1863 م اردبيل ( دقيقاً در همان محل زلزله اسفند سال 1375) 1879 ميانه ، 1880 م گروس و تخت سليمان
1896 م خلخال ، 1900- 1902 خوي شهر شاماخي ، 1930 ( برابر با 1309 هجري شمسي) سلماس . 1375 اردبيل در تاريخ زلزله هاي آذربايجان و بررسي لرزه زمين ساخت آن ، جاي مباحثه فراوان دارد . عليرغم اين موارد ، اطلاعت ما از زلزله هاي تاريخي متأسفانه بر پايه يك مشاهده علمي استوار نيست . با پيشرفت علم زلزله شناسي و ثبت دستگاهي زلزله هاي جهان و تهيه يك اشل مناسب براي بررسي بزرگي زلزله هاي ، زلزله شناسي در آذربايجان وارد يك دوره جديدي شد . خوشبختانه مي توان ثبت اولين زلزله به وسيله دستگاه در خاورميانه را مربوط به سرزمين آذربايجان دانست . دستگاه زلزله نگار نوع كاچاتوره (Cacaiatore) توانست زلزله 19 و 9 دقيقه چهارم اكتبر سال 1856 ميلادي تبريز را به خوبي ثبت كند . اين پايگاه زلزله نگاري كه توسط كنسول روس در تبريز
ن.خانيكوف در اوايل سال 1855 م در تبريز به كار انداخته شد بود توانست براي سالهاي بعد زلزله هاي آذربايجان را ثبت كند . در سالهاي بعد ، شمار ايستگاههاي مجهز به ايستگاههاي مجهز به دستگاههاي مناسب براي ثبت زلزله به گونه اي نسبتاً به دستگاههاي مناسب براي ثبت زلزله ها به گونه اي نسبتاً سريع افزايش يافت . در سال 1903 ميلادي در مجموع شصت و نه ايستگاه زلزله نگاري وجود داشت كه بيشتر آنها در اروپا بودند . اين تعداد در سال 1910 به دويست دستگاه رسيد . در آذربايجان نيز ايستگاههاي تفليس با فعاليت از سال 1903تا 1911 ايستگاه باكو ( فعاليت 1906تا 1911 و 1927 تا 1939 م ) مي توانستند زلزله هاي منطقه را ركوردگيري كنند. به رغم اين افزايش سريع شمار مراكز زلزله نگاري و بهبود دستگاهها ، توزيع آن در آذربايجان و اطراف آن نا مناسب بود. تنها در سال 1958 ميلادي ايستگاه تهران و در سال 1962 ميلادي يك ايستگاه فرعي در سد سفيد رود بر پا شد اندكي بعد در سال 65-1964 ايستگاه مجهز تبريز به كار گرفته شد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۷ مهر ۱۳۸۷ ساعت 18:14 توسط saeed
|